عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
404
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
مملكت بودند ، و شحنگان نواحى بودند . و هزار و سيصد فيل با برگستوان و آلت تمام بشمار آمد ، كه اندرين تعبيه آمده بود . و ستور را از اشتر و اسب ، خود قياس نبود . و چون سنه خمس عشر و اربعمائه اندر آمد ، امير محمود رحمة اللّه قصد بلخ كرد كه آنجا شود و زمستان بباشد . و چون ببلخ رسيد ، بهر وقت متظلمان على تگين از جانب ما وراء النهر بنزديك وى همى آمدند و از على تگين تظلم هميكردند ، كه نارواييهاى بسيار مىكند ، و مردمان را همى به درد دارد ، و بر رعايا و اهل صلاح از وى رنج است . و چون تظلم بسيار شد ، امير محمود قصد كرد كه آن جست [ 1 ] بكند ، و آن مسلمانان را از آن رنج و بلاها برهاند . و نيز آرزوش بود ، كه از جيحون گذاره شود ، و آن ديار را مطالعه كند . و اندران تدبير ايستاد [ 2 ] و گفت : « اگر بكشتى بگذريم باشد كه خللى اوفتد » [ 238 ] و چندگاه اندران بود ، تا آلت آن بساختند و آن چنان بود كه بفرمود : تا زنجيرهاى سطبر ساختند نرو ماده ، هر يكى مقدار ارش [ 3 ] و سه ارش ، و همه زنجيرها را اندر چرم گاو گرفت ، و كشتىها بياوردند ، و اندر عرض جيحون بر يك ديگر ببستند بدان زنجيرهاى نر و ماده . و بر قرينهايى [ 4 ] كه اندر كشتيها [ 5 ] تركيب كرده بودند . و از سيستان ليفهاى قوى آورده بودند ، چنان كه هر ليفى را اشترى برداشته بود . و بدان ليفها كشتيها را نيز ببستند . و تجويفهاى [ 6 ] كشتى را به حشو [ 7 ] بياگندند . چنان كه سوار و پياده و اشتر و استر خر ، آسان
--> [ ( 1 - ) ] اصل : جست ؟ ب : حسيب ؟ اگر بفتحهء جيم خوانده شود ، معنى آن حركت و قيام خواهد بود . علامه محمد قزوينى حسبت خوانده است . [ ( 2 - ) ] يعنى بتدبير اقدام و ايستادگى كرد . [ ( 3 - ) ] ارش : به دو فتحه مقدار طول از سر انگشت ميانهء دست راست تا انگشت ميانهء دست چپ ، اگر دستها را گشاده دارند . [ ( 4 - ) ] قرين : زوج . [ ( 5 - ) ] اصل : كشتيهاى ؟ ب : مانند متن . [ ( 6 - ) ] يعنى ميانهاى كشتى . [ ( 7 - ) ] حشو : مواد فضله كه از آن چيزى را پر سازند .